فیلم «قمارباز» با وجود ریتم خوب و بازیهای قابل قبول به دلیل ضعف فیلمنامه، انتظار مخاطبان را از یک درام معمایی جاسوسی برآورده نمیکند.
داستان فیلم، حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور را روایت میکند؛ ماجرایی که یک مأمور خبره را به یکی از برنامهنویسان بانک مظنون میکند و چالش میان این دو، دستمایه ساخت فیلم قرار گرفته است.
«قمارباز» که به تهیهکنندگی سجاد نصراللهی نسب ساخته شده، نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند محسن بهاری است. کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی بازیگران اصلی این فیلم معمایی هستند و امیر نوروزی، روشان رستمپور و عماد امامی نیز در آن ایفای نقش کردهاند. این فیلم با ۶بازیگر که سه بازیگر اصلی و سه بازیگر فرعی دارد در تکلوکیشن خانه فیلمبرداری شده است و از این منظر چون تنوع لوکیشن و شخصیت ندارد، قصه باید سوار بر یک فیلمنامه قوی با کشمکشهای غافلگیرکننده باشد.
داستان فیلم براساس یک اتفاق واقعی نوشته شده است و در آن به هک شدن سیستم بانک سپه هم اشاره دارد که در دوران جنگ ۱۲روزه رخ داد. با توجه به نزدیکی زمان واقعه، فیلم در زمان کوتاهی نسبت به حادثه ساخته شده که در مجموع به آن میتوان نمره قبولی داد اما نمره بالایی را کسب نمیکند.
ضرباهنگ در درامهای معمایی، بسیار مهم است اینکه ریتم تا پایان کنترل شده باشد و افت نکند. با اینکه فیلم در یک لوکیشن روایت میشود به دلیل بالا بودن حجم اتفاقات و ریتم، برای مخاطب ملالآور نمیشود؛ در واقع یکی از امتیارات «قمارباز»، خوشریتمی آن است. کشمکشهای کلامی میان شخصیتهای اصلی یعنی پیمان و فرید سبب میشود مخاطب فیلم را تا پایان دنبال کند اما پیچیدگیهای فیلمنامه کمتر از حد انتظار است و ماجرای لو رفتن جاسوس هم بسیار ساده رخ میدهد به طوری که دوئل میان دو شخصیت اصلی به دلیل کمجان بودن دیالوگها، پیچیدگی اندک، دادن اطلاعات مستقیم و بستن راه کشف برای مخاطب، برندهای ندارد در حالی که حل معما و درجه سختی آن، پاشنه آشیل آثار معمایی به شمار میرود.
فیلم بر بده بستانهای یک مأمور امنیتی به نام (پیمان) و برنامهنویس بانک مرکزی (فرید) استوار شده است و بازیهای کنترل شده و خوبی را از این دو شاهد هستیم به ویژه بازی خوب آرمین رحیمیان در نقش مأمور امنیتی که میتواند نام او را در میان نامزدهای بهترین بازیگر مرد این دوره از جشنواره قرار دهد. البته بازی خشک و سرد کوروش تهامی هم به اینکه ظن مخاطب و مأمور به احتمال جاسوس بودنش کم شود و او را فردی کم دست و پا و سادهلوح نشان دهد، کمک کرده است.
همان طور که اشاره شد بار فیلم بر دوش دیالوگهاست و بار اصلی درام هم بر دوش آرمین رحیمیان که در نقش یک مأمور امنیتی، بازی به اندازه و خوبی دارد. او در جاهایی خوب بلد است که چطور مظنون را در دام بیندازد تا زبان به اعتراف بگشاید اما آنچه سبب آزار مخاطب میشود، فقر فیلمنامه در مواجهه با رمزگشایی این پرونده جاسوسی است. ماجرا با وجود پیچیدگیهای زیادی که دارد به شکلی بچهگانه و با یک اعترافگیری ساده، حل میشود در حالی که فیلمساز در آغاز داستان، تلاش زیادی برای نمایش پیچیدگی در قصه دارد تا مخاطب به دنبال کدهایی بگردد که در پایان به باز شدن قفل پرونده کمک کند. فیلمساز به عمد از آکسسوار کم، طراحی صحنه و لباس با رنگهای سرد و خنثی و دکوری ساده برای دکوپاژ بهره میبرد تا تمرکز بر کشمکش میان مأمور و مظنون بیشتر شود. حتی موسیقی فیلم هم با اینکه با اثری معمایی روبهرو هستیم، کم است و اتفاقاً این موسیقی اندک، رازآلودگی فضا را تشدید میکند.
به هر حال کار کردن در یک لوکیشن محدود آپارتمانی با سختیهای زیادی همراه است اما کارگردان از تکتک فضاهای خانه به خوبی استفاده کرده و از این محدودیت به نفع ملتهب کردن فضا بهره گرفته است، به طوری که طراحی صحنه، تودرتو بودن فضا و استفاده از رنگهای سرد به انتقال حس و سنگینی جو خانه منجر شده است. در مجموع قمارباز به عنوان تجربه نخست فیلمسازی محسن بهاری، با وجود ضعفهایی که دارد، اثری استاندارد و خوشساخت است که میتوانست با یک فیلمنامه قویتر، مزه دلچسب تماشای یک درام معمایی سرپا را به مخاطب بدهد اما در قواره یک اثر معمولی ماند.
۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۲۴
کد مطلب: ۱۱۲۹۳۵۹
فیلم «قمارباز» با وجود ریتم خوب و بازیهای قابل قبول به دلیل ضعف فیلمنامه، انتظار مخاطبان را از یک درام معمایی جاسوسی برآورده نمیکند.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما